شکنجه های اکستریم(۱) ( پاندول) - نبش
X
تبلیغات
رایتل
1387,02,27
شکنجه های اکستریم(۱) ( پاندول)

 

« روان پریشی درک هراس‌ناک حد اعلای یک ناممکن است ... »

 

فرآیند اینجوریه که ابتدا لذت سر و کله اش پیدا میشه .. در اوج کمال و بی نقصی توصیف و پرداخته میشه .. به انتهای بالای نمودار می رسه .. لختی بعد تو تصویر میشی در انتهای پایین نمودار .. با همه ی بی میلی ها و ناتوانی ها و نداشته ها و نومیدی ها ... و هر چه بیشتر پیش میری فاصله ی این دو نقطه و این دو انتها کشیده تر میشه و روحت از رنج می پیچه و می پیچه تا مثل یک طناب به دور گردنت بیفته و ...

دو نقطه ی ابتدا و انتهای این پاندول که تعبیر رایج خیلی از وضعیت هایم تا به امروز بوده تمام و کمال و شناخته شده و قابل درک و لمسند و چون درک و فهم شده اند به تنهایی برایم موجد حس خاصی نیستند آنچه بر من می گذرد در گذار متناوب بین این دو قطب است .. گرداب در خود کشنده ی این فاصله و گسل با فرآیندهای مقایسه و رقابت در شرایط نابرابر ، قدرت مکنده ی هولناک تری پیدا می کنه  ... این هولناکی و تعبیر من به شکنجه نیازمند این توضیحه که می تونه سرشار از لذت هم باشه که اینگونه نیز هست . در ادامه ی این فراز ِ تو در تو به عادت و ویژگی و رفتار پروسه گرا و فرآیند پسندم اشاره می کنم . در یک عمل و اتفاق برای من همه ی لذت و کنجکاوی در طول کش و قوس اون اقدام و کیفیت پروسه ی اجراشه و نه هدف و پایانش . نتیجه برام جذابیت پروسه رو نداره تا جایی که عادت کردم فرآیندها رو بدون نگاه و توجه به هدف و انتها دنبال یا آغاز کنم که به افراط ِ بی میلی و بی انگیزه گی ام به خیلی از کارها بدل شده !! به اعتقاد من لذت های ذهنی در نتیجه ی یک گسل و گسست و شکاف در سوژه ی مربوطه به وجود میان که به ذهن امکان اختیار عمل و پر کردن فضا بنا به نیاز و عادتش را می دهد وگرنه پدیده های پایان یافته و اتمیک تنها توصیف و یادآوری رو به همراه دارند که چون اتفاقات خیلی کم پیش میان که کامل و ایده آل باشند لذت کامل نمی بخشند و همراه حسرت و خواهش های اتفاق نیفتاده نیز هستند . لذت کامل و هیجانی و ناب در این پروسه شکل می گیره . نتیجه ی بد این فرآیند ذهنی مازوخیستی ، انفعال تخدیری ِ لزج ِ چسبناکیه که بر اثر تکرار و تناوب و همزیستی ذهنی درونی میشه و جزئی لاینفک از خود و شخصیتت میشه !!

اوه !! یک جسد سفید در تاریکی داره خیره بهم نگام می کنه، چقدر سفیده، یخ زده یا کفن پوشیده یا اومده تحریکم کنه؟! .. نمی تونم کنترل کنم .. نمی تونم بنویسم .. حواسم رو بد پرت کرده !! راستی پاندول ترس و خنده رو میشه راه انداخت و نتیجه ش خلق صحنه های همزمان ترسناک آزارنده و مطبوع و پرخنده می تونه باشه که غلبه ی پایانی یکی از این دو قطب به حس و نیاز غالب لحظه ام بر می گرده که اصلاً قابل پیش بینی نیست ...

 

*********************

۱- حاصل یک پست نگهبانی نیمه شب ... !



Anathema - One Last Goodbye
(download: 2.4 mg)